نشانی جدید   

با سلام.

مدت های مدیدی است که این صفحه را واگذاشته ام. با همین نشانی در BLOGFA در خدمت شما هستم. شما را به این نشانی دعوت می کنم:

SARV5000.BLOGFA.COM

لینک
۱۳۸۸/۳/٢٧ - احمدرضا قدیریان

   اعلام اسامي برگزيدگان كنگره سراسري شعر كوير   

اسامی برگزیدگان نخستین کنگره سراسری شعر کویر را در ادامه این مطلب بخوانید.

سال نو با جلوه‌هاي بديع خويش آمده است تا انسان به رويش و زايش زيبايي‌ها و خوبي‌ها ايماني دوباره بياورد. اين سال بر همه شما عزيزان خوش باد.

نخست اين كه اسامي برگزيدگان كنگره سراسري شعر كوير اعلام شده است. دوستان برگزیده شده که روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۲۴ و ۲۵ فروردین میهمان شهرستان خواهند بود عبارتند از شاعران ارجمند خانمها و آقایان:
الهام صالحيان و هدا قريشي از مشهد.
نسترن ودودي، انسيه موسويان، مليحه سيف‌آبادي، رضا فلاح، مجتبي رمضاني، سودابه مهيجي از تهران.
اشرف سرلك از ورامين.
فرناز بني‌شفيع از تبريز.
امير اكبرزاده، خديجه پنجي، سيدمحمد باباميري از قم.
محمدزمان گلدسته از گرگان.
بهروز ونداديان از رشت.
طاهره رستمي از كرمانشاه.
محمدعلي ابراهيمي از اصفهان.
پروانه نجاتي، زهرا اسكندري از شيراز.
سعيده كشاورزي از خرامه.
حيدر منصوري از آبدان استان بوشهر.
قاسم درويشي از بندر دير.
عليرضا بديع كويري از نيشابور.
سارا جلوداريان، عليرضا رجبعلي‌زاده منير عسكرنژاد از كاشان.
مليحه فائض آراني از از آران و بيدگل.
نجمه زارع از خمين.
محمود خرقاني و علي‌اكبر عباسي فهندري از تربت حيدريه.
سيدعلي ميرنژاد از اردكان.
فرزانه سعادتمند از يزد.
طيبه سلماني‌نژاد، مهري مهرزاده و بتول عطوفت از ابركوه.



ديگر اين كه از همه دوستانم كه زحمت كشيدند و پيام محبت‌آميز خود را برايم ارسال كردند بي‌نهايت سپاسگزارم. چشم به راه گام‌هاي دوباره‌ي همه‌ي دوستان خواهم ماند.
و در پايان بگويم كه مدتي است گروهي از دوستان ارجمند شاعرم در استان يزد، با وبلاگي به نام جيحون پا به عرصه‌ي فعاليت ادبي وبلاگي نهاده‌اند. با نشاني
www. jeyhoun.persianblog.ir مي‌توانيد به تماشاي ذوق و انديشه اين عزيزان بنشينيد. همچنين دوست ارجمند شاعرم عليرضا احراميان‌پور (ع الف نويد) نيز با وبلاگي به نام www.110navid.persianblog.ir دوستان عزيز اهل دل را به ميهماني احساس و تخيل خويش خوانده است. از شما دعوت مي‌كنم به اين نشاني نيز حتما سر بزنيد.

اكنون با گرامي‌داشت مقدم بهار،‌ يك رباعي و يك غزل به شما گراميان دوست، تقديم مي‌كنم. چشم انتظار نقد و نظرتان.

چون لاله غم و شررفروزي از نو
بي‌تابي و داغ و سينه‌سوزي از نو
نوروز، غم كهنه ز دل برد و سپس
خنديد كه: «روز از نو و روزي از نو»!!

نامت وزيد و پنجره قدري نفس كشيد
بر جان من دوباره خطي از هوس كشيد
شال و كلاه كرد زمستان براي كوچ
پا از حريم سبز حضور تو پس كشيد
آمد بهار و تازه شد از او تن درخت
گل شعله‌ها به جان و تن خار و خس كشيد
عشق آمد و ميان دلم طرحي از اميد
جاري‌تر از تلاطم رود ارس كشيد
هرچند فصل سرد، دلش را مچاله كرد
اما پرنده هرچه كشيد از قفس كشيد
مثل اتاق، حال دل من گرفته بود
نامت وزيد و پنجره قدري نفس كشيد

لینک
۱۳۸٤/۱/۱٠ - احمدرضا قدیریان

       

سلام بر همه دوستان عزيز و سپاس صميمانه و بيكران نسبت به دوستاني كه به وبلاگم سر زدند و پيام گذاشتند.
نخست: از بابت تأخيرم عذرخواهي مي‌كنم.
ديگر: مهلت ارسال آثار به كنگره سراسري شعر كوير فقط تا چند روز ديگر يعني نيمه اسفند ماه خواهد بود. اطلاعات كامل را در همين وبلاگ نوشته‌ام.

ضمنا بيستم بهمن ماه، همايش نخستين جايزه ادبي محتشم كاشاني در شهر كاشان برگزار شد كه من هم توفيق يافتم به اتفاق دوستان ديگري از استان يزد از جمله آقاي عليرضا احراميان‌پور، و دو شاعر همشهري خانم‌ها صديقه عظيمي‌نيا و معصومه سلماني‌نژاد از خانواده پنج خواهر شاعر ابركوهي در اين همايش شركت كنم. بد نيست گزارش كوتاهي از اين همايش به دوستان عزيزم بدهم.
از مجموع 336 اثر ارسال شده، 45 اثر از شاعران سراسر كشور براي شركت در همايش انتخاب شده بود.
سه شاعر در رده سني زير سي سال برگزيده ممتاز اين همايش شدند:
محمدزمان گلدسته از گلستان، ياسر مهرآبادي از كاشان، سيدمهرداد افضلي از شهركرد.
سه شاعر هم در رده سني بالاي سي سال موفق به كسب برگزيده ممتاز شدند:
احمدرضا قديريان از ابركوه، علي شريف از كاشان، علي اصغر صائم از كاشان.

ابتدا يك رباعي عاشورايي:

هم دفتـــر اهــل عشق يعني آتش
هم باور اهــل عشــق يعني آتش
جوشيدن خون از پي خون مي‌گويـد:
خاكستـر اهــل عشـق يعني آتش


اينك يك غزل تازه. به اميد اين كه مورد توجه دوستان قرار بگيرد:

برگ‌ها، پژمرده مي‌رقصند در آغوش باد
امشب آيا چيست در انديشه مغشوش باد؟
دست‌هاي باغ از انديشه رويش تهي است
باز هم پيچيده بر عرياني‌اش تن‌پوش باد
ساقه تزوير، تنها، مي‌شكوفد بي‌هراس
شعله‌ها سر مي‌زند از خنده خاموش باد
ريشه‌ها در سينه گرم زمين پنهان شدند
تا نسوزد عاشقي در خشم نفرت‌جوش باد
روزگاري مست از بوي طراوت بوده است
پيكر زردي كه اينك مي‌رود بر دوش باد
شعر من با گوش دل‌هاي شكوفا آشناست
تا نخواني اين سرود سبز را در گوش باد

لینک
۱۳۸۳/۱٢/٩ - احمدرضا قدیریان

       

پيش از آن كه غزلي ديگر به دوستان عزيز تقديم كنم لازم مي‌دانم از همه خوباني كه به «شميم شعر» سر زدند و به‌خصوص آن گروه از دوستاني كه نظر سرشار از لطفشان را اعم از بيان قوت‌ها و ضعف‌ها، بيان كردند، سپاسگزاري كنم.
بعضي از دوستان هم لطف كرده‌اند و به شميم شعر لينك داده‌اند كه از حسن نظرشان بي‌نهايت متشكرم. اميدوارم هرچه زودتر در استفاده از امكانات گوناگون اين پنجره جادويي به مهارت لازم دست يابم و مهرباني اين عزيزان را پاسخ دهم.
اين دوستان عبارتند از شاعران ارجمند: رضا معتمد، عليرضا باغبان، انسيه موسويان، ‌هارون راعون، فریبا آتش، راحله يار، محسن استوار، دكتر حسن انصاري و طنزپرداز گرامي پويا ساماني. ممكن است ديگراني هم به من نظر لطفي داشته‌اند ولي من از اين ابراز محبت آگاه نشده باشم كه از دوستان گرامي مي‌خواهم چنانچه از مواردي مطلعند مرا هم بي‌خبر نگذارند.
همچنين سپاس ويژه ديگري را نثار دوستاني مي‌كنم كه به وبلاگ آرش، »فرزند در آستانه نوجواني‌ام» سر زدند و او را تشويق و راهنمايي كردند.
ضمنا مهلت ارسال آثار به کنگره سراسری شعر کویر تا نیمه اسفندماه تمدید شد. زمان برگزاری هفته سوم فروردین خواهد بود. موضوع اشعار در گستره‌اي از ويژگي‌هاي كوير مانند سخت‌كوشي، بردباري، مدارا، قناعت، خون‌گرمي، سادگي، صميميت و مهرباني كويرنشينان، طبيعت خيال‌انگيز و ملكوتي كوير،‌ شب و آسمان كوير و هر موضوع ديگري كه به نحوي با آن پيوند يابد، سروده شده باشد. ارسال حداكثر 5 اثر در هر يك از قالب‌هاي شعري (كلاسيك، نو، گويش عاميانه، ترانه و ... ). مشخصات دقيق صاحب اثر اعم از نام و نام خانوادگي، سال تولد، شماره تماس و نشاني دقيق پستي زير هر صفحه قيد گردد. مكان برگزاري كنگره، شهرستان كهن و كويري ابركوه خواهد بود. شاعران گرانقدر كشور را در فروردين دلپذير كوير، به تماشاي آثاري بديع و شگفت‌انگيز مانند درخت سرو كهن 5000 ساله، بناي هزار ساله گنبد عالي، مسجد جامع كهن، مجموعه زيباي خانه‌هاي قديمي و بادگير دوطبقه بي‌نظير خانه آقازاده و ديگر ديدني‌هاي اين شهر كهن‌سال و سر بر دامن كويرنهاده مي‌خوانيم.
شاعران ارجمند آثار خود را به نشاني: يزد، بلوار دانشجو، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، دبيرخانه كنگره سراسري شعر كوير، يا به شماره دورنگار 6249200ـ0351 ارسال دارند.
ضمناَ شماره تلفن 3ـ6247111ـ0351 پاسخگوي شما براي كسب اطلاعات بيشتر خواهد بود.


و اينك غزل:
وقتي نگاه مي‌كند از پشت ابر، ماه
سر مي‌نهم به بالش مهتاب‌رنگِ آه
گل مي‌كند ميان لبم نام پاك عشق
رو مي‌كند دوباره به من فرصت گناه!
يا مريم مقدس! از اين تهمت بزرگ
امشب به چشم مشرقي‌ات مي‌برم پناه
اين بار نيم شب به سراغ دلم بيا
پنهان ز چشم‌هاي خطابين سر به راه!
تا عيد من ز بامِ دو چشمِ تو كي دمد
پيوسته ابروان تو را مي‌كنم نگاه
خورشيد، در حصار نظرهاي تنگ عصر
فرياد زخم كيست، فرو مي‌رود به چاه؟
گفتند اشتباه بزرگي است عاشقي
بگذار تا هميشه بمانم در اشتباه ...

لینک
۱۳۸۳/۱٠/٢٤ - احمدرضا قدیریان

       

با سلام به همه دوستان ارجمندم. بخصوص عزیزانی که برای غزل قبلی پیام گذاشتند و مرا مورد لطف صمیمانه‌ خودشان قرار دادند. پیش از این که غزلی دیگر را تقدیم حضورتان کنم به اطلاع دوستان می‌رسانم که «آرش» پسر يازده ساله‌ام چند ماه قبل وبلاگي با نام «سرو كوچك» راه انداخت. مدت زيادي از گذاشتن اولين مطلبش مي‌گذرد و او قصد دارد اين بار وبلاگش را زود به زود به روز كند. منتظر نظر دوستان عزيزي است كه او را راهنمايي كنند. خوشحال خواهد شد اگر به او سر بزنيد. نشاني او اين است:
arashkamangir2004. persianblog.ir

و اين هم غزلي تازه:

لحظه‌ها را مي‌شمارم در حصار ماه و سال
با شباني بي ستاره، روزهايي پرملال
كيستم من؟ مي‌شناسي؟ شعله‌اي خاموش و سرد
لاله‌اي از تب‌سرودِ داغ‌هاي خويش، لال
شاخه‌اي از برگهاي بي‌نصيبِ رنگ رنگ
آرزوهايم چنان پروانه‌اي خشكيده بال
مي‌چكد از حسرت من، ناله‌هاي ياكريم
مي‌وزد بر اشك‌هايم نغمه‌هاي زخم‌نال
روشنِ انديشه‌هايم بي‌قرار و زخم‌گون
چون سواري از سپيده، بر سمندي سرخ‌يال
بس كه پاسخ‌هاي بي‌حاصل جوابم كرده‌اند
هيچ از خاكم نمي‌جوشد دگر شور سئوال
شاعر! از آواز تو آهنگ ايمان جاري است
آتش شورت فروزان، چشمه شعرت زلال!
لینک
۱۳۸۳/٩/٢٧ - احمدرضا قدیریان

       

با سلام. غزلی تقدیم به همه دوستان گرامي شاعرم. بخصوص عزیزانی که با مراجعه دوباره به «شميم شعر» از من شعری تازه خواسته‌اند.

ديشب دلم دوباره شبي بي‌شكيب داشت
مثل غروب، حال و هوايي غريب داشت
پرسيدمش كه عاشقي؟ اما سكوت كرد
در چشم خود تبسم شرمي نجيب داشت
عاشق نبود، نه، نكند بشنود كسي
اين جرم، جاودانه به دوشش صليب داشت!
در شامگاه كوچ پرنده به سمت عشق
حتي ستاره نيز نشان از فريب داشت
آواز در گلوي قفس پر نمي‌گرفت
وقتي ز عشق، بال و پري بي‌نصيب داشت
حواي عشق! آدم ما بي‌گناه بود
لبهاي دل‌فريب شما طعم سيب داشت!
از من گذشته است كه عاشق شوم ولي
ديشب دلم دوباره شبي بي‌شكيب داشت
لینک
۱۳۸۳/٩/۱٠ - احمدرضا قدیریان

       

این غزل هم برای پاییز که دیر به استقبالش آمده ام!!

خشكيد لحظه‌هاي خوش باغ، طي شد بهار خاطره‌انگيز
يادش بخير مثل جواني، صبح ترانه‌هاي دلاويز
روزي رسيد حضرت نوروز، بر هر جوانه حنجره‌اي كاشت
امروز هايهوي كلاغان، زيباترين ترنم جاليز!
از دست رفت طعم سمرقند، از ياد رفت بوي بخارا
تقويم، هفت برگ ورق خورد، تكرار شد مصيبت چنگيز
اي كهكشان در اين شب تاريك، تا راه خود ز چاه بيابيم
مانند يك ستاره كوچك، ما را به بال خويش بياويز
دردا گلوي خاك ترك خورد، برخيز قطره قطره وضو كن
بايد نماز ابر بخوانيم، هر روز با امامت كاريز
بوي زمين نم زده پيچيد، عطر كسي كه مي‌رسد از راه
شايد دوباره باغ غزلخوان، شايد دوباره دشت غزل‌خيز
لینک
۱۳۸۳/۸/٢۳ - احمدرضا قدیریان

       

اين غزل يادگار سالهايي است كه كشور افعانستان در آتش جنگ مي‌سوخت. زماني كه بار ديگر پاي بيگانگاني از جنس ديگر در اين سرزمين سوخته باز شده بود. ترنمي كه مي‌شنويد به ياد كودكاني سروده شده است كه شبهاي سرد زمستان را در زير آتشي كه از آسمان فرو مي‌آمد به صبح مي‌آوردند و يا آن را ناتمام مي‌گذاشتند. غزل زير مي‌تواند زبان حال هر كودكي باشد كه در فتنه‌گاه جنگ و ميدان آتشناك آزمندي و خودخواهي بشري چشم به جهان مي‌گشايد. اكنون اين از دل برخاسته را به زن و مرد و خردسال و كهنسال افغاني تقديم مي‌كنم كه حالا دارند نخستين سالهاي آرامش و اولين تجربه‌هاي رهايي را هرچند نه در حد كمال تجربه مي‌كنند. به‌خصوص شاعران عزيز افغان كه چندي است به يمن وبلاگهاي شاعرانه با آنان آشنا شده‌ام. اميد كه بر دل‌ها بنشيند.

مي‌بارد امشب باز هم از آسمان آتش
مي‌گستراند بر سر من سايبان آتش
بر پيكر كابوس‌هايم مي‌فشاند باز
آن اژدهاي آسماني از دهان آتش
با سردي جانسوز شبهايم هم‌آواز است
دستي كه مي‌آرد برايم ارمغان آتش
تا سوز سرما استخوانم را نسوزاند
قدري در آغوشم بگير اي مهربان آتش
پر بود دست خوشه‌زار از فرصت گندم
اما درو كردند مردان جاي نان آتش
تكرار ققنوس است تقديري كه ما داريم
يك روزمان خاكستر و يك روزمان آتش
سهم من از اين خاك امشب همچنان سرما
از آسمان هم قسمت من همچنان آتش
لینک

       

تازه‌ترین غزلم تقدیم به همه دوستان تازه و قدیم. به‌خصوص دوستانی که این روزهای گذشته به شمیم شعر قدم نهادند و شعر تازه‌ای ندیدند.

زندان تنگ شب انگار، باب نجاتي ندارد
اين وسعت ظلمت انديش، آب حياتي ندارد
روح پرستش فسرده است، در جان آل ابوجهل
انسان امروز حتي، لات و مناتي ندارد
اين جشن‌هاي تولد، از شور مردانه خالي است
شمعي كه برمي‌فروزند، عين‌القضاتي ندارد
لبخندهامان دروغين، ناياب شد عشق شيرين
در عصر ما هيچ شاعر، شاخ نباتي ندارد
رفتند اهل كرامات، شد بسته راه سماوات
افسوس، صبح مناجات، پيرهراتي ندارد
شعرم دعايي زلال است، پراستجابت اگرچند
در كسيه طاعت خود، صوم و صلاتي ندارد
لینک
۱۳۸۳/٧/٢٢ - احمدرضا قدیریان

       

زمين در جستجويت بر مدار التهاب افتاد
و چشم آسمان هم از نفس ـ از آفتاب ـ افتاد
نسيم ياد تو پيچيد در ذهن شقايق‌ها
قناري نغمه خواند و در سرم جوش شراب افتاد
تو را مي‌خواستم از خضر در پشت چهل شبنم
دل چشم‌انتظارم خسته بود و باز خواب افتاد
مرا درياب، آه اي حسرت سرخ اساطيري
كه مفهوم پر و بال كبوتر بي‌جواب افتاد
عقابي بود و اوجي بود، از آن شوكت مغرور
نگاهي سرد و ساكت در حصار تنگ قاب افتاد
سخن‌ها رنگ مردابي گرفت و بر وسيع آب
به جاي موج سركش طرح تكرار حباب افتاد
بيا داغ سكوت از حنجر خورشيد برداري
و از دريا كه روزي بر لبش داغ سراب افتاد
مرا پرواز ده تا شعر ناب، اي فرصت فرياد
كه اين شعر از شكوه نام تو اينگونه ناب افتاد
لینک